X
تبلیغات
.........
چه روزای قشنگی اینجا ثبت شده

یه مشت خاطره ی خوب

تو یه دوره ی خوب

یادش بخیر

چقد دلم واسه ی این فضا تنگ شده بود

واسه دوستای قدیمی

واسه ی روزای قدیمی

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 آبان1390ساعت 22:17  توسط   | 

سیلامممممممممممممممممممکم

بچه ها من دارم از اینجا میرم (اگه فک کردی دیگه تو نت نیستم باید بگم توهم فانتزی زدی )

در اینجا داره تخته می شه

نمی دونم چرا ولی یه دفعه به سرم زد

اینجا رو حذف نمی کنم ولی دیگه اپی نمی بیبنین

ادرس جدیدمو به اجیا و داداشیای با معرفتو گلم میدم

ولی اگه بعضیا رو یادم رفت نظر خصوصی بدن تا بدم بهشون )همه توقع نداشته باشن )

خیلی دوکستون دارم

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 11 تیر1389ساعت 16:23  توسط   | 

تو پیاده رو اروم اروم

دارم سمت خونه غزال اینا میرم

هنذفریم تو گوشمه

ملت و کلا زیر نظر گرفتم

دارم به اداما نگاه می کنم

به پیرمردی که پاش لبه گوره ولی باز داره مسافر کشی می کنه

به پیرزنی که رو پله ی دم خونشون نشسته بدون اینکه به کسی توجه کنه

به سر بچه ای که با کله اومده زمین و داره زار زار گریه می کنه

به زنی که خستگی تو قیافش داد می زنه

به دختر هم سن و سال خودم که یا بی اف اش داره لاو می ترکونه و

شاید مامانش فک می کنه رفته خونه ی دوستش

به پسر جوونی که تو ماشینه و اهنگشو تا اخر بلند کرده بدون هیچ توجه ای به بیمارستانی که جلوش هست

به بیمارستان که خدا می دونه چند تا مریض توشه

به ادمایه هیزی که انقدر بد نگاه می کنن ادم اب می شه میره تو فاضلاب

به مردمی که روز به روز بدبخت تر می شن

به همه چی

انقدر فک کردم مخم ارور داده

دیگه حال ندارم برم خونه غزال اینا

برمیگردم میرم سمت خونه

فکر کردن به اینا یکم کلافم می کنه

میرم تو اتاقم مث روزایی که دلم گرفته

در و می بندم

چراغارو خاموش می کنم

اهنگ و بلند می کنم و

زل می زنم به سقف انقدر فکر می کمنم که کلافه می شم

من هرموقع کلافه می شم می زنم زیر خنده و انقدر دور خودم می چرخم که کتلت زمین می شم

می خندم می خندم می خندم 

ولی همه ی این خنده ها از رو حرصه شت این خنده کلی ناراحتیه من حتی ناراحتیمم با خنده نشون میدم )خدایا خودت شفام بده (

از رو حرص که چرا جامعه ی ما داره با فساد کورس می زاره

 

چرا بعضیامون زندگی ارومی داریم ولی بعضیا زندگی سرشار از غم دارن

چراهای زیادی تو سرم سرازیر شده

چرا دنیا داره سیاه می شه با کارای خودمون

چرا جامعه مونو داریم با دستای خودمون نابود می کنیم

چرت و پرت ۱= واقعا هنگ کردم

چرت و پرت ۲= با بیتا جونم یع بلاگ زدیم بزن دست قشنگرو بزن اول قرار بود ۳ نفری یعنی منو بیتا و داداش حسین بزنیم ولی نشد و ۲ تایی زدیم

اینم ادرسش=======15400000http://2-o30.blogfa.com/ هر کی خواس بگه لینکش کنیم تازه اشتراکم می دیم

چرت و پرت ۳= من چرا انقدر می خندم ؟؟؟18500000

چرت و پرت ۴= به زودی از اینجا میرم یه جایی که مزاحم نباشه بتونم تموم زندگیمو خالی کنم رو بلاگ  8888888

چرت و پرت ۵= کلا مخم تاب بر داشته در حد بندسلیگا(یکی بگه کیه مخ من تاب بر نداشته)

چرت و پرت ۶= از ۵ شنبه رفتم مسافرت مصلا تا شنبه ولی دارم میمیرم از کمر درد

همش اویزون درخت بودم داشتم شاتوت می خوردم

هه هه هه

 

فیلا بای دوکس جوناممممممممممم

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 تیر1389ساعت 21:48  توسط   | 

سیلینگکم

اتفاقای این چند روز  خلاصکی می گم

کارنامه گرفتم ۱۹.۶۶ شدم

۵شنبه سالن تفاهم رفتم  لوح پوح گرفتم و مثلا اسمم رفته تو لیست افتخار افرینان مدرسمون (ناظممون می گه کاش تو انضباطم جزو افتخار افرینان بودی دییییییی)

اهنگ امید سایمون (داداش ایمان ) رو از گوشی ایمان کش رفتم

ایمان کیست ؟ ایمان یک جونور که مثلا در ظاهر ادمه ولی در کل ادم نیس خوب یکی از بچه های حیاطه غزاله ایناست

که یه زمانی هم بازی بودیم بازم هستیم البته تو دیوونه بازی

شنبه عروسی دعوت بودم ولی نرفتم حال نداشتم

یه تکست نوشتم بذای معلولا البته به زبون اونا ایناهاش=

من کیم یه ادم معمولی

که هرکی میاد میگه تو معلولی

مهم اینکه فکر من سالمه

مث شما نیستم منحرف

خدا ظاهر سالم دریغ کرد

ولی ذهن سالم توفیق کرد

گوش کن به حرفای یه معلول

نکن  اون نیش و باز تا بناگوش

من یه ادمم مث همه

معمولیم مث همه

مردم چپ نگاه می کنن ما رو

چون درک نمی کنن mp3 هایی مث مارو

اینم از این خو حرفی نیست هویجوری اومدم یه چیزی در وکنم و گورمو گم کنم

راستی اهنگ امید و بعدا میزارم الان حالش نیس

این بازی و سروی گف بکنم خو منم می کنم =

 

با کی مشکل داری؟با دخترا البته به جز اجیام

از من خوشت میآد؟ معلومه اجیمیااااااااااااااااااااااااااااااا

چجوری اومدی تو وب من؟از وب بیت بیت جوووووووونم اومد دیه

تیکه کلامت چیه؟کره خر - زر نزن - ( سانسور شد )-ایکبیری -خر خدا -بعد میگن خر و از قبرس میارن

اخلاقات چه جوریه؟خل  انقدر میخندم همه رو عاصی می کنم یه نمونشو اجی بیت بیت جونم پای تل دید و  (مثه اینکه پروفایل الان نقش هویج داره اینجا )

از چه نوع آدمایی بدت مبآد؟از کسایی که خودشونو میگیرن و به قول سروی سیریش و حسود

دوست داشتی الآن کوجا باشی؟یه جایی که هیچ ننه قمری نباشه

 

باباییی

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 خرداد1389ساعت 12:56  توسط  

ساعت ۵ صبح زنگ موبایلت می خوره

مث ویبره میری تو هوا

پا می شی که مثلا بری درس بخونی

حواسم نیست در اتاق و محکم می کوبونم مامانم بیدار شد

میگه وای دییونه چرا الان بیدار شدی

من= خب امتحان دارم می خوام دوباره یه نگاهی به درسام کنم

مامان = سبا حالت خوبه مث اینکه مدرسه ها تموم شده ها

من=ااااااا جون من واقعا ؟؟؟؟ (فکمون رو کف زمین کشیده می شه )

با نیشی که تا بنا گوش بازه به اغوش باز رختخواب برمیگیردیم

دراز کشیدم با خودم فک می کنم چرا من فک کردم که امروز امتحان داریم

لعنتی چرا من این زنگ گوشی رو خاموش نکردم

دوباره کپه مرگمون و گذاشتیم

انقدر از این اتفاقا خوشم میاد که یه دفعه پاشی

 به هوای اینکه ککاری کنی بعد ببینی که اصلا امروز روزش نیست ضد حال باحالیه

خب به سلامتی تابستونم که شروع شد

اول راهنمایی هم گذشت

ببینیم سال بعد چه گندی می خوایم بزنیم

امسال مث برق و باد گذشت خیلی حال فقط می خندیدیم

راستی یه خبرز دارم

ما مدرسمون وسطای سال بهم گفته بود که یه تحقیقی باید بکنیم درباره ی هرچی که دوست داشتیم

تو تحقیقمونم باید تمام اسوله تحقیق رعایت شه

گروه ما هم یعنی من و هیوا و نگار

به پیشنهاد من تحقیقمون و درباره ی بیماریه ام اس کردیم

اخه خیلی از ادما هیتن اصلا اسم این بیماری و نشنیدن

خلاصه امروز هیوا بهم زنگ زد گفت از طرف اداره بهش زنگ زدن که تحقیق ما بین اون همه تحقیق

تو استان برگزیده شده و ۵ شنبه باید بریم سالن تفاهم تا برای قدردانی و این چیزا

هه هه هه چه باحال تنها چیزی که فکرشو نمیکردیم همین یدونه بود

از امروز دیگه من تند تند اپ میکنم خو حوصلم میسره  دیگه

دیروز نشستم یه تکست نوشتم تو چرت و پرتا میزارم بخونین ببینین چه جوریه

شاید بریم تو حیاط غزاله اینا و اینو بخونیم  و ضبطش کنیم اونم با موبایل پس چی توقع داشتی بریم استودیوم

تازه یه چیزه جدید کشف کردم داداشی ایمان رپره اسمش سایموند همنچین چیزایی من که اسمشو نشنیدم ولی غزاله میگه تون صداش یه کم به هیچکس شبیه

خب دیگه فیلا کار و باری نداری

فیلا بای

چرت و پرت ۱=

روز و شب پول شده فکر همه

حمالی شده کار همه

مشکل یکی و دوتا نیست که مشکل اینه

تو چشای پدر می بینی غم و غصه

غصه ت میگیره ولی اینا فقط یه حسه

خستگی تو چشای مادر موج می زنه

ناتوانی تو حس کودک مشت می زنه

درگیری ها تمومی نداره که

کینه ها تو دلا باد می کنه

پستی زیاد شده تو جامعه

دیگه رحمی نیست تو قلب همه

کسی دیگه اعتماد و نمیشناسه

کثافت کاری اوج گرفته تو ذهن همه

دهنا بوی گند فحش میده

ذهن و کار همه منحرف شده

خیلی گند بود نه ؟؟؟؟

چرت و پرت ۲= خوشی زده زیر دلم خفن همین جوری به در و دیوارم می خندم چی کار کنم بده می خندم

چرت و پرت ۳= دیروز داشتم یه نگاهی به دفتر عقایدم مینداختم یه سوالی نوشتم که منو چه جور ادمی می بینی ؟

یه گزینه ی مشترک که همه نوشتن اینه= دیوونه . بی خیال حالا من نمی دونم اینا بی خیالی و تو خنده های زیاد یمن می بلینن

چرت و پرت ۴= شما ها منو چه جور ادمی می بینین لطفا نگین خوبی دخمل خوبی بگو چه جوریم ؟


چرتا و پرت ۵= ما وقتی از مدزرسه بر میگشتیم و کرم می ریختیم

 تا یه پلیس میدیدم سری شروع میکردیم

ک به خوندن : شبا که ما می خوابیم اقا پلیسه خوابه ما داریم درس می خونیم اون تو خواب و خیاله

نمیدونم چرا اینو گفتم !!!!!!!!

چرت و پرت ۶= بلاگم تریپ تابستونی برداشته دیدم تابستون بعد لباسش سیاه گرمش می شه لباسشو رنگی کردم

چرت و پرت ۶= بلاگم تیپ تابستونی زده

چرت و پرت ۷=

اجی سروی یه بازی گفته بکنیم که ۲۰ تا از این خوشبختی نموشبختیارو بگم=

۱.بری راهپیمایی بدون گیری از طرف والدین محترم

۲. دنیا واسه ی یه هفته هم که شده بدون هیچ ادم بزرگی باشه همه خل و چلا بریزن توؤ

۳.از خنده ی زیادی بمیرم

۴.وقتی داری جام جهانی رو می بینی ببینی تیم وطنتم جزوشون هست و اخر سر اون جام بشه ماله کشورت

۵.از برج میلاد خودتو پرت کنی پایین و هیچیت نشه

۶.مدرسه ای باز شه که اصلا توش درس نباشه

۷.در روز نشنوی ۱۰۰۰ تا جوون خودکشی کردن

۸.کینه ای وجو نداشته باشه

۹. از جهان سوم درایم

۱۰. ۲۴ساعت نت زیر پات باشه

۱۱. یه ماشین زیر پات باشه ذبا همین سن کمت و بتونی کلا بیر تهران و زیر و رو کنی

۱۲.میمون بخرم

۱۳دیگه تو چشای هیشکی غم و نبینم

۱۴.موبایلمو به جای توپ به در و دیوار پرت کنم بدون اینکه چیزیش بشه (انقدر اینکارو دوست دارم ۲ تا موبایل قبلیم در همین راه فلج شدن)

۱۵. تو ی کویر تنها باشی و انقدر جیغ بزنی که حنجرت پاره شه

۱۶. کسی به دییونه بازیام گیر نده

۱۷. ازادیییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

۱۸. رپر شم

۱۹. به علت سیاسی بودن سانسور شد

۲۰.اینکه بتونم تغییر جنس بدم و پسر شم

این بازیو همه بکنن

 

خب من گورمو گم می کنم فعلا بابای دوکس جونا

من عاجق گلبه سیاهممممممممممممممم

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 خرداد1389ساعت 13:42  توسط   | 

تو وبتآیا میدانید : حذف بخش هخامنش از کتاب درسی تاریخ دانش آموزان به تصویب رسید؟ آیا میدانید : فرزندان ما دیگر حتی نام کوروش کبیر و داریوش را نخواهند شنید؟ آیا میدانید : 29 اکتبر روز جهانی کوروش کبیر است و این روز فقط در تقویم ایران نیست ؟ درد من حصار بركه نيست درد من زيستن با ماهياني است كه فكر دريا به ذهنشان خطور نكرده است -- اگه ايراني هستي اين مطلبو تو وبت بزار.

اگه نگران ایرانت هستی اینو بزار از ما گفتن بود خودانی

.hi alekom

زنگ امتحان خورده

ورق جلوته

به بقل دستیت که یه دومیه سفارش می کنی که هوات و داشته باشه

اسمت و می نویسی اسم دبیرتم می نویسی تا اینجا هیچ موردی نبوده

میری سراغ سوال اول می بینی وای چه اسونه

دوم وای خیلی اسونه

سوم وای بابا گندشو در اوردن با این سوالا ی چرت  

چهارم یادم نیست

پنجم عجب سوال چپولیه من چه میدونم

ششم هانننننننننننننننن (مخمان هنگ می کند )

هفتم بابا خدا جون چرا لج کردی

هشتم ای خدا مرگتون بده اینا چیه که دادین ؟!!!!!!!

نهم..........

دهم..............................(فرت)
مراقب داره همش با اون چشای باباقوریش همه رو می پائه

به در و دیوار نگاه می کنم منتظر هیوام تا ورقشو بده بیاد از جلوم رد شه تا یه سوالو لا اقل برسونه

هیوا اومد با کلی علامت فهمید کدوم سوالاو میگم وقتی گورشو از جلوم گم کرد رسوند

خوب مخم کلا هنگیده وای خاک وچوک اینجوری که ۰ می شم

بیخی منتظر نفر بعدیم اونم یه چیزای رسوند

پا می شم برم ورقمو بدم می بینم فاطی هم ورقشو داره می ده سری یه نگاهی به جواباش می کنم

می بینم اشتب دارم

 سری میرم می تمرکم سر جام و درستش می کنم

خوب دوباره پا می شم می بینم یه چفتک اومد تو کمرم سرم و بر می گردونم بازم می بینم ملیکا 

بدبخت ۴ سوال نوشته تا فیوض (همون معلمه)سرش اون وره بهش می رسونم

خب یه ثواب (صواب - سواب )هم کردیم

میرم پایین پیش بر و بچ مقداری دشنام حواله ی بقلیمون می کنیم

خوب سرویس گرام اومد

میرم سوار می شم امروز جنگ جهانیه سومه

داریم به دشمن نزدیک می شیم

می بینیم یه دشمنامون از ۲-۳ نفر به ۷ تا پسر تبدیل شدن

فکمون  کشیده می شه رو اسفالت

ولی با خریت تمام جلو می رویم

یه کیسه پر ازمخلوط  اب و اب خیار شور و مقداری هندونه ی لهیده (و هر چیز اشغال دیگه) در دستمه

تا میرسیم جلوشون حواله ی سر و صورت پسره میکنم (ایا ما مرض داریم ؟)

عرفان (سردسته شون)می افته دنبال سرویسمون ما داریم غش می کنیم از خنده

قیافه ی یارو خدای خنده شده بود

رو بولیز عرفان همون سرنگی که توش و پر از بتادین کردمه بودیم و خالی می کنیم

چندتا فحش حوالمون می کنه

و  میگه پدرتونو در میارم

و یه اشاره ی خاصی به من می کنه و میگه حساب تو جداست پدر تو در میارم هیچی کاری میکنم ارزو ی مرگ کنی همه ی این اتیشا از گور تو فینگلی بچه بلند می شه

من = فرزندم هر موقعه تونستی تومبونتو بالا بکشی بیا این حرفا رو بزن افرین پسرم برو مامانت صدات می کنه  

بازم یه علامت خاصی نشون میده

از اونجایی که بنده دختری با شخصیت و با ادب هستم و نمی زارم دهنم وا شه

شیشه رو می بندم و فقط می خندم تا حرصش دراد

وای عجب حس خوبی انگار خالی شدم کرمای بدنم ریختن بیرون و خارش بدنم کم شده

این اپ ادامه دارد..........................

 

خوب من به یه بازی از طرف داداش حسین دعوتیدم  بزن اون کف قشنگرو  بریم سروقت سوالا ی بازی =

۱.قدت چقدره ؟ ۱۶۴

۲.رنگ چشمات ؟قهوه ای

۳.کلاس چندمی؟ فنچولای مدرسمونیم اول راهنمایی

۴.از من خوشت میاد ؟ اره داداشی

۵. کجا درس میخونی ؟ تیمارستانمون

۶. می دونستی سرکاری ؟سرکاری بعد دردیه حسین گرفتارش شدم

یه بازی دیگه هم هست =

۲۰تا از چیزایی که ازشون متنفری =

 

۱.ادامس بچسبه به موهام

۲.یکی از این ماچای ابداری که تمام تفهاش می ریزه رو صورنم بکنه

۳. اپ کنی بعد این بلاگفا لعنتی قاطی کنه

۴. از ادمای سوسول و بی مصرف که فقط به قر و فرشون می رسن

۵.کسایی که فقط بلدن نصیحت مادربزرکانه یا پدر بزرگانه کنن

۶. شارژ موبایلم تموم شه

۷. کسی گیر ۵ پیچ بده بهم

۸. بیمارستان و فرودگاه متنفرم ازشون چون خاطرهای گندی دارم

۹. موهام  اونجور که می خوام نشه

۱۰.خز و خیلا

۱۱.کسی به اعتقاداتم توهین کنه بدجور غیرتیم رو اینا

۱۲.وای النازم دل درد داشته باشه و از اون گریه هایی کنه که دلم ریش ریش می شه و ساکتم نشه

۱۳. وقتی اس می دیم طرف مقابل جواب اسامو نده

۱۳. دخترای هم سن و سالم که ادای خانوم بزرگا رو در میارن

۱۵.چک و چونه زدن با چندتا ادم نفهم

۱۶.دروغگویی حالا سر هرچی باشه دوست دارم همون جور که من رکم بقیه هم با من اینجوری باشن

۱۷.کسی النازمو دعوا کنه (پدرشو در میارم غلط کرده کسی به جیجلم توهین کنه)

۱۸. سر امتحان هرچی خوندم بپره

۱۹.کنایه زدن

۲۰.کلا از تو (از کی ؟؟ اینجا نکته ی انحرافیه ی این تو کی می تونه باشه ؟)

منم می خوام به چند نفر بگم این بازی ها رو بکنه

این پاینیا که اسمشونو میگم جواب این بازیا رو یا تو بلاگ خودم بگن یا تو اپ خودشون =

داداش سپهر

داداش فرشید

اجی سروی

داداش ایمان

گیجعلی یل همون مترونشین سابق یا همون داداش امیر دیونه ی خودمون

اجی loser

داداش بهراد

داداش miror

داداش حسین و اجی بیت بیت بازی دومی رو بکنن

اجی نگار

داداش امید  بیخی

داداش محمد رضا

و  داداشیای جی ۶این نیشخند به توان ۶ 

خوب چیه چرا اونجوری نگا میکنی زیادن که زیادن می خوام نسل بازیه منقرض نشه

چرت و پرت ۱=

با اندکی تاخیر دیروزو  به

مادر زنا

پدر زنا

امپول زنا

تیغ زنا

خواهر زنا

برادر زنا

سوزنا

جرزنا

راهزنا

پنبه زنا

لیف زنا

با زنا

بی زنا

ومامی های جیگیلی بگولی مگولی

مفارککککککککککککککککککککککککککککککککککککک یعنی می تبریکیم

چرت و پرت ۲= مادران گرام توجه کنن بابا مگه شما ها به دهنتون فقل زدین که هیچی رو نمی شه از زیر زبونتون کشید لااقل به فکر فرزندان بدبختتان باشین که پدرای گرام ۲ساعت می برنشون بیرون تمام تهران و زیر و رو می کنن تا مثلا یه چیز خوب پیدا کنن بابا به ولاه پام درد گرفت تاول زد انقدر راه رفتم پلیز قفل اون دهنتون و لطف کنین بدین  با تشکر  سازمان حمایت از فرزندان کپک زده

چرت و پرت ۳=اصلا حال اپ کردن نداشتما ببین به چه کاری منو وادار میکنی (خودش می دونه )

چرت و پرت ۴=تسلیت میگم وفات مختونو میگم اخه فک کنم ابپز شد

فیلا بای

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 خرداد1389ساعت 15:11  توسط   | 

                                                      ساملیک

 

نصفه شبه

هوا خنک خنک

تو تراس نشستم

و زانوام بقل کردم

چراغ تموم خونه ها خاموشه

همه خوابن

ولی بی خوابی به سرم زد در حد بندسلیگا

زل زدم به ماه

ستاره داره چشمک می زنه

چراغ سبز داده ( شماره بدم) لازم به گفتن نیس می دونم مخم تاب برداشته

تو فکرم ولی نمی دونم تو فکر چی ؟؟

می دونی چیه خودمم نمی دونم چی فکرم و مشغول کرده

موهام بازه (به قول یکی افشونشون کردم خفن)

باد خنک می خوره به سر و صورتم

موهام این ور و اونور می شه به عبارتی داره با باد تانگو میره

یه اه بلند می کشم

ننه ام بلند می شه ماهیتابه رو می کوبونه تو سرم(جدی نگیر این یکیو)

نمی دونم معنی اصلی این اه چیه ؟

این روزا دمق نیستم که از روی سنگینی قلب وامونده باشه

نیدونم چرا اه کشیدم ؟

حالا وللش

هندزفری مث همیشه تو گوشمه

دارم pink می گوشم

معمولا همه تو اون حس و حال یه اهنگ لایت می گوشن ولی بنده چپولم دیه

ساعت و نگاه می کنم

ساعت 2:30 ایناس

ولی انگار نه انگار که باید کپه ی مرگمون و بزاریم

می رم تو اتاقم دفتر تکستام و بر میدارم

دوباره میرم تو تراس

می شینم چرندیات می پرونم

سردم شده بدجور

دیگه چیزی نمی فهمم

مث اینکه خیال کنم خوابم برده

نمی دونم چقدر میگذره

ولی با صدای بابام بیدار می شم

بابا= اخه تو ادم بشو نیستی کدوم خل و چلی و دیدی تو این هوای سرد بره تو تراس بخوابه

مث اینکه کلا بالا خونه رو اجاره دادیا

من= ساعت چند بید ؟

بابا=4 و خورده ای

بلند شدن تو این مواقع واقعا کار هر کسی نیس

پا میشم تلو تلو می خورم میرم سمت اتاق جونم

حس می کنم یه جورایی به شکل یخ در اومدم

رو ویبره ام

از قندیلا ی تو دهنم فهمیدم

                   بحتقبتقبتحخقتبقحهبتهخقحبتیجگحیضصچپچصض32ثغ3ثاللی9بیه9تق

 چرت و پرت 1=حوصلم بسی سر رفته بود گفتم بیام یه چیزی بپرونم

چرت و پرت2=با خوندن این چیزا چه چیزی اول از همه به فکرتون می رسه ؟

الف)سبولی کلا سرتاپا خله

ب)عقب مونده ی ذهنیه

ج)اصلا به داشتن همچین دوستی دارین اب می شین

د)سریعا به پاک کردن لینک بنده می شتابین

ه)همه ی موارد

چرت و پرت 3= این روزها همه منو خل و چل صدا می کنن! شما چطور ؟؟؟؟؟؟

چرت وپرت 4= الکی الکی این روزای اخر خوشیما

چرت و پرت5= اخ جون 3 روز تعطیلیم

چرت و پرت 6= هی روزگارررررررررررررررر با ما چرا

چرت و پرت 7= وای خدایا توبه این چند روز بدجوری کرم ریختم 

چرت و پرت 8=خریدار مخ اکبند شما هستیم با ما تماس بگیرید 4688641864754

چرت و پرت 9=موبایل خریدممممممممممممممم T707 صولتی نیاز مند تم شما هستیم

چرت و پرت 10= ماشالله امار چرت و پرتا زده بالا درصد مخ هنگیده ی منم رفته بالا

فیلا بای

خدایا به کسانی که مخشونو در اختیار بنده گذاشتن و تا اینجا مخشون تیلیت شدهصبر ایوب عنایت فرما  

امین

 

 

 اصلا حال خفر کردن ندارمممممممممم

 

ببسید

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 اردیبهشت1389ساعت 20:27  توسط  

         silamaleykom

 

دیروز با بروبچ رفته بودیم اب و اتیش

از مدرسه رفتیم  بارون میومد

خیس  خیس شدیم

تا ساعت ۴-۵ اونجا بودیم

من و فاطی و ملیکا و غزاله و نازنین

دستامون از سرما بی حس شده بود خیس خیس شده بودیم

رفتیم سمت اون فواره اب

رفتیم زیرش

به بچه ها گفتم بیاین همین وسط بشینیم (وسط فواره ها)

بچه گفتن مگه خلی تو ؟

خلاصه به زور بردمشون نشستیم همون وسط

از مانتو هامون اب می چکید

بعد رفتیم بستنی گرفتیم ۲ تا بستنی گرفتیم با هم خوردیم

یکم راه رفتیم و حرف زدیم

حالا همون وسط همش یه مزاحم تلفنی پارازیت بود

کلافه شدم موبایلم خاموش کردم

بعد از یه ساعت رفتیم هات چاکلت خوردیم

خیلی چسبید

کم کم  از هم خدافظی کردیمو

اومدم خونه

مامانم گفت این جور که تو خیس شدی

شنبه فیتیله س برات

بیه تکست برای کلاسمون نوشتیم

تو چرت و پرت می زارم

خلاصه جاتون خالی خیلی کیف کردیم

منتها تا الان دارم میلرزم

ولی یه ضد حال خوردم

موبایلم قاطی کرده اخه فک کنم موقعی که زیر ابا رفتیم موبایلم تو جیب روپوشم بوده و خیس شده

حالا می خوام فردا برم موبایل بخرم  چون پدرم و در اورد

 

اگه شما ها هم مدل گوشی خوشجل البته سونی اریکسون می دونین بگینا!!

موندم چی بگیرم

به احتمال زیاد t707 می گیرم

چرت و پرت ۱= قاطیم  این چند روز

چرت و پرت۲= کتاب غزل تموم کردم ۳ روزه

چرت و ٫رت3 = تکسی که برای کلاسمون نوشتیم =

یک چهار از همه سر تره اینو همه می دونن

توی نور شر تره اینو همه منی دونن

چرتا و پرت زیاد می گن پشت سرمون

شدن اسی از دستمون

سردرد گرفتن از کارامون

تهدید می کنن ما رو با کاراشون

هیچکی نیس رو دستمون

ما تکیم تو مدرسمون

نور با ما مقام کل اورده تو منطقه

کل ما شده best بین همشون

سومیا تو کف کارامونن

معلما تو بهر کارامونن

کرم ریختن کار هرروزمونه

اذیت کردن فکر هر لحظه مونه

زیاد شاخ نشین برامون

چون داریم میگیم از قلدریهامون

تا بشه سرویس دهنتون

یک چهار برای همیشه می مونه مقدس

چون کار اکی÷ ما دیوونه کنندس

چرت و پرت 4= چرت و پرت بود می دونم لازم به گفتن نیس

چرت و پرت5=یه عده می گن می خواد زلزله بیا یه عده هم میگن دارن زر می زنن

فیلا بای

دوکس جونام ببخشید که نتونستم همتونو خبر کنم ای دی اس الم یه دفعه قطع ش

د و الان با کارت هوشمند اومدم و سرعت ۲۴ اصلا نمی تونم بخفرونمتون تو لو خدا

نالاحت نشینا

 

باشه ؟؟؟

 

زود میم می خفرونموتن

 

+ نوشته شده در  جمعه 10 اردیبهشت1389ساعت 19:50  توسط   | 

ساعت ۶ و خورده ی صبح

 

با صدای الارم موبایلم بیدار نمی شم

مامی میاد تو اتاقم و با کلی کلنجار بیدارم می کنه

میگه ساعت ۶ و ربع پاشو از سرویست جا میمونیا

من= ۵ مین دیگه بیدار می شم

مامیم ۵ مین دیگه پیداش می شه به امید اینکه بیدار شدم  (چه خوش خیاله)

مامیم باز داره با کلی تقلا و تلاش و کوشش و از این جور چیزا بیدارم می کنه

من=۲ مین دیگه بیدار می شم

مامیم میگه= اصلا به من چه فوقش جا می مونی دیگه

من=

سری پا می شم  و با موهای امازونی و زولی پولی به سوی مستراح حمله ور می شویم

بعد بدو با سرعت نور به سوی اتاقم برمی گردم و

روپوشم و می پوشم

۲ ساعت با موهام ور میرم که مث ادمیزاد بشه

با کلی کلنجار درستش می کنم ولی باز نظرم عوض می شه و

موهامو با کیلیپسم همین جوری می بندم و

۲ ساعت با مقنعه ام ور میرم laugh1.gif

بعد مامیم میگه بدو بیا صبحونتو بخور و برو

مقداری به این شکم می رسیم و

شیرجه می زنیم به طرف در و

کفشم و می پوشم

اما بندشو وقت نمی کنم ببندم

سری میرم پایین Happy Dance

و

می بینم سرویس گرام پیداش شده

سوار می شم و میرم اخر ونمون می شینم (سرویسم یه ون سبز)

ملی و نازی سلام می کنم به جای سلام یه پس گردنی می خورن

پنجره رو باز می کنم وای چه سرده مقنعه مو بر می دارم باد می یاد

صورتم خونک می شه و رنگش می پره

جلوی خونه ی فاطی اینا رسیدیم

فاطی و نیلو سوار می شن

فاطی میاد پلوی من می شینه

و کمی فک می زنیم

بعد

می رسیم مدرسه

میریم تو حیاط نمی زارن بریم تو کلاسا

تو حیاط یه جایی پیدا می کنیم و می تمرکیم (با فاطی)

خوابم میاد هنوز

رو پای فاطی یکم می خوابم

بعد هیوا اینا میان

زنگ می خوره میرم سر کلاسا

زنگ اول میگذره

زنگ تفریح می شه

سری به سوی کیف گرام حمله ور می شم که ببینم چیزی توش پیدا می کنم یا نه؟؟؟

یه ساندویچ می یابم

تا میام یه گاز بزنم می بینم بروبچ غارتش کردن

منم ضدحال می خورم و میرم پلوشون و یکم توسر و کله ی هم می زنیم و چرندیات می پرونیم

زنگ کلاس دوباره همین جوری میگذره

یکمم سومی ها رو اسکل می کنیم

تا اینکه زنگ خونه می خوره

سری کیفمون  برمیدارم و با بوبچ بابای می کنیم و میریم

جیبامو نگا می کنم که ببینم پولی حس توش یا نه می بینم یه ۲۰۰ تومنی هست (مگه جیب من یه بار شده توش پول بمونه یه دقیقه ای تموم میشه)

با خوشحالی تمام

میرم یه نوشمک زرشکی می خرم

و به سمت سرویسم می رم

تو راه با فاطی یکم اینو  اونو اذیت می کنیم

و می خندیم

بعد

می رسم خونه

کوچمون خلوته خلوته

منم و خودم

اروم تاتی تاتی به سمت خونه میرم

زنگ و می زنم

مامی بر میداره می گه کیه ؟؟؟
من= منم باز کن

مامی جلوی در وایستاده تا منو می بینه بغلم می کنه و بوسم می کنه

اینگدر تو بقلش احساس ارامش می کنم

میرم تو اتاقم

کیفمو یه طرف پرت می  کنم

و لباسام در میارم و

یه لباس شل و ول می پوشم

میرم پای کامپیوتر

۱۵ بعد

مامی صدام می کنه سبا غذا امادس بیا بخوریم

میرم و یه نهار مشتی میزنم تو رگ

بعد میام سمت اتاقم و باز میرم سر وقت کامپیوتر یا یه تک نگاهی به جلد کتاب درسیم می کنم

بعد حدود ساعت ۴ به غزاله زنگ می زنم که با هم قرار بزاریم

غزاله میگه برم اونجا

راه می افتم به سمت خونشون

بعد از چند ساعت بر میگردم خونه

خسته م

البته خودم نها فکرم خسته س

ساعت حدود ۸ایناس

میرم تو اتاقم در و می بندم و رو تختم دراز می کشم

psp رو روشن می کنم و هندفری و رو می زارم تو گوشم و در و می بندم

چراغا رو خاموش می کنم

می رم تو فکر مث همیشه

یکم زد بازی می گوشم بعد میرم سروقت یاس و انریکه و پیت بال و ریهانا و رپ

بعد میرم ور دل مامیم

یکم می صحبتم البته قبل از اونم باهاش می حرفیدم

همین جوری الکی الکی ساعت می گذره

و میشه ۱۱

بابام نیومده خونه

منتظرش جلوی در می شینم

خوابم میاد ولی ۲ شب چون زود خوابیدم ندیدمش و دلم بسی تنگ شده براش

۱۰ مین دیگه بابام میاد

بقلش می کنم و می بوسمش

دور هم شام می خوریم

و  می حرفیم (منتها من از همه بیشتر )

دارم از خواب کور می شم

بوس و ماچشون می کنم

میرم سمت اتاقنم و زیر پتوم قایم می شم باز اهنگ می گوشم

یه دفعه خوابم می بره

خوابای جور واجور می بینم که باز صدای بیدار کردنای مامیم و می شنوم دوباره یه صبح دیگه شروع شد

و

روز از نو و روزی از نو

 

چرت و پرت ۱= خسته شدی نه؟؟؟

چرت و پرت۲= دستم درد گرفت انقدر تایپیدم

چرت و پرت ۳= حال نرام کسی و بخفرونم ایشالله بعدا می خفرونم

چرت و پرت ۴= این اپم نشان دهنده ی ماندگار بودن مخ هنگیده ی منه

چرت و پرت ۵= حال ندارم شکلک درست حسابی بزارم تصورش با خودتون

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 فروردین1389ساعت 22:1  توسط  

سیلاملیکم

این عکس بالایی گذاشتم که یکم روحیه بگیرین

خوفین ؟

خوشین ؟

سال همت مضاعف و از چیز میزایی که می گن موبارک باشه

وای عید امسال با اینکه تهران بودم ولی بد نگذشت همش این ور و اونور بودم

به شما ها خوش گذشت؟

ولی نها بازم  یکم عمقی نگاه می کنم  می بینم که اخراش گند بود

به دلیل وجود یه چیز موزی و وحشتناک که اونم متاسفانه باید بگم که پیک بود (خو چی کار کنم روز اخر کلی تلمبار شد روی هم )

وای بچه ها جدیدن پاتوق باحالی پیدا کردم یعنی جدید نیستا ولی خو من تازه کشفش کردم(خسته نباشم)

البته خیلی تازه تازه هم نه ولی خوب دیگه از عید همش اونجا بودم تا همین امروز شاید بگم که در هفته ۴ روزش و اونجام

اونم پارک اب و اتیش

خیلی جای توپیه

خوشم میاد

بیشتر اوقات با غزل غوزول (منظورم همون غزاله دوکس جونم) میریم برای تمرین اسکیت

سروی جونم من پایه ی اون اکیپ تون هستما می خوای من اون وسط قر بدم !!Emoticon

وای امتحانای میترم مونم  داره شروع می شه خاک وچوک

خدا به دادمون برسه

وای  چقدر من جدیدن متعاد زدبازی شدم !!

شما ها زد بازی گوش می دین یا نه اصلا ادم حسابش نمی کنین؟؟

بروبکس جون جونی یه چندتا سوال دارم که دوست دارم همتون اگه کار و بار نداشتین بجوابین

۱=نظرت درباره ی من چیه plz راستش و بگو حتا اگه خیلی گند هم بود بگو

۲=از این سوال سروی جون خوشم اومد پس منم ازتون می پرسم به نظرتون من چه شکلیم؟؟؟؟

۳= شما ها مرگ و چه شکلی می بینین ؟

۴=تا حالا شده با اینکه دور و برتون کلی ادمای خوب و دوست داشتنیه احساس تنهایی بکنین ؟

۵=از تریپ امو خوشت میاد یانه؟ اصلا خودتم همچین تیپی می زنی ؟

۶= دوست داشتی پسر بودی یا دختر ؟ چرا ؟ واقعا چرا؟

همینا دیگه

دیگه پرو می شم

ادامه ی مطلب و هرکی حال داشت بره بخونه درهم برهمه

مجبوری نیست هرکی دوست داشت بخونه

فعلا با یEmoticon

قلبون همتون برم سبولی

 

ببخشید نمی تونم کسی رو خبر کنم هرکی اومد که قدمش رو چشم بقیه رو هم خودم فردا پس فردا میام خبر می کنم واقعا ببخشید وقت دیگه ندارم

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 17 فروردین1389ساعت 23:19  توسط   | 

دوکسای جون جونیم

من یه بلاگ شکلک درست کردم  که شما ها هم بتونین راحت از شکلکا استفاده کنین

اگه دوست داشتین بلینکین منم میلینکمتون

قلفونتون

www.sheklak foroshi.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 فروردین1389ساعت 17:40  توسط  

 

 

سیلاملیکمممممممممممممممممم

گفتم بیام اخرین اپ سال ۸۸ رو بکنم

وای اینقدر خوشحالم که امسال داره تموم می شه دوباره یه سال دیگه داره میاد

یه سالی که باید خودمون خوب یا بد بودنشو با تلاشامون تعیین کنیمممم

راستش چرا دروغ بگم امسال زیاد سال خوبی برای من نبود

البته کلی تجربه های قر و قاطی کسب کردما ولی کلا همش ضد حال می خوردم و تازه معنی واقعیه پستی و بلندی های زندگی رو فهمیدم

می خوام سال ۸۹ با سال ۸۸ کمی تفاوت داشته باشه و اونم بستگی به خودم داره 

اعتراف می کنم که امسال کلی اشتباه کردم ولی اونا هم رفتن تو لیست تجربه هام

امیدوارم سال۸۹ برای همتون خوب و خوش باشه

کلی برنامه ریزی دارم برای سال جدیدم کلی هدف دارم برای گذروندن این سال

                                     

چرت و پرت -۱امسال چه جور سالی بود برای شما ها ؟؟؟

چرت و پرت ۱ چارشنبه سوریتون چه طور مطور بود؟؟؟؟

چرت و پرت 2 به من که خیلی خوش گذشت بهترین چهارشنبه سوری بود که توش بودم

چرت وپرت 3 خداوکیلی بعضیا خیلی بی فکرن دیروز ساعت 4:30 صبح نارنجک انداختن

چرت و پرت4خدایا کمکمون کن که سال جدید رو به بهترین شکل بگزرونیم

چرت و پرت۵ فقط یه چیزی می خوام ازت خدا جونم الناز و اریانا امسال بیان ایران قلبونشون برم فک کنم خیلی بزرگ شدن الان 2 سالشون قضیه شونو بعدا براتون تعریف می کنم

چرت و پرت6 ببخشید که هیشکی و خبر نکردم اصلا حال و حوصله ی خبر کردن و ندارم KITTY msn emotions picture65

چرت و پرت 7قلبون همتون سبولی

فیلا بای

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 اسفند1388ساعت 14:8  توسط  

سلاممممممممممممممممممممممممم

چطور مطورین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این چند روز بسی بلاگمون  تغییرکی کرد و  جای بسی سوال برای بقیه بود که چطور یه دفعه بلاگ بنده از این رو به اون رو شد

خب راستش

همیشه وقتی بلاگمو  می دیدم می گفتم چطور من بیرون نت یه ادم دیگم اینجا هم یه ادم دیگم

چرا دارم تظاهر می کنم که دختر ارومیم

چرا بعضی اوقات تا بلاگمو می بینم یاد غمهام می افتم

چرا همش سعی می کنم که بلاگمو اون طور که بقیه می پسندن درست کنم ؟

اصلا چرا من نباید اونی باشم که هستم

می دونم در ظاهر کسی مجبورم نکرده بود ولی خب یه کسی  از عماق وجودم می گفت اینجا یکم ادمی زادی رفتار کن

خب منم خسته شدم

اگه یاتون باشه من بیشتر تو بلاگم  چیزای غم انگیز می نوشتم

ولی با مرور زمان فهمیدم بهتر غمامو به کسی نگم چون ارزش ناراحت کردن بقیه رو نداره

چرا با حرفام بقیه رو ناراحت کنم

چرا نباید همون سبایی باشم که همیشه برای شاد بودن همه خنده رو لباشه

پس این شد که تصمیم گرفتم همون  سبولی دیوونه و خل و چله باشم

کاری ندارم که بقیه بهم بگن این دیوونس این دم دمی

هر کس هرچی دلش خاست بگه فقط می خوام اینجا هم همون سبولی دیوونه باشم

همون سبولی که تو  مدرسه به شیطونیاش معروفه

دارم بی خیال غم و غصه می شم دارم ترکش می کنم

دیگه نمی زارم تو این بلاگ غم پاچمو بگیره

بی خیال همه چی شدم

می خوام دوباره همون سبای چند ماه پیشا بشم

و مطمئنم که می شم

همه غم دارن پس بیاین یکم ما ها با بقیه فرق کنیم

غمگین بودن هنر نیست شاد بودن هنره

می خوام نقاب دوروغی سبا رو بردارم و بشم سبای واقعی سبایی که خیلی ها از وجودش خبر نداشتن

دیگه هم نمی رم دنبال مطلبای خوشمل که همه خوششون بیاد

فقط می نویسم  می نویسم از این روزام تا برای همیشه ثبت بشه

اوه اوه  خیلی سرتونو درد اوردم ولی از  کسایی که با من تا اخر حرفام بودن ممنونم

ماچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچ

چرت و پرت اول =اگه کسی حرفمو قبول نداره بگه؟

چرت و ٫رت دوم=ببینم یکی به من بگه مگه دیوونه بودن جرمه؟

چرت و ٫رت سوم=به نظرتون اشکال داره سبا دیوونه ی همیشگی باشم یا برای تظاهر کردن ادمیزادی رفتار کنم؟.

چرت و پرت چهارم= می خوام خود خودم باشم

چرت و پرت پنجم =به اندازه ی  تمام بال های مگس های دنیا دوستتون دارم

فیلا بای

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 21 اسفند1388ساعت 21:40  توسط   | 

مهم ترین راز از بی رفتن ماهی قرمز ها رفتن به سمت تنگ و ضربه زدن به شیشه ی تنگ و عوض کردن

اب تنگ بیدنگی!

تجارت ماهی قرمز مدت هاست که در دوره زمانی ۱۵ اسفند تا ۱۵ فروردین شکل میگیرد تجارتی که

 محصول آن هیچ ریشه ای در تاریخ باستانی عید نوروز ایرانی ندارد .


۸۰ سال پیش به همراه ورودچای به ایران ماهی قرمز نیز که سمبل عید چینی ست به سفره های هفت

سین مراسم عید نوروز ما وارد شد غافل از اینکه در عید چینی ماهی قرمز را رها میکنند تا زندگی جریان

 یابد و ما ماهی قرمز را اسیر تنگ بلورین میکنیم تا همزمان با رشد سبزه های سفره هایمان و باروری

زمین هر روز او را به مرگ نزدیک و نزدیک تر کنیم .

جالب است بدانید در هیچ کدام از مراسم سنتی مان در مورد نوروز ماهی قرمز جایگاهی ندارد در میان

رسوم زرتشتی در سفره عید انار به نشانه باروری و عشق و یا سیب سرخ درون ظرف آب مقدس رها

میشود تا عشق و باروری همچنان پاینده بماند. اگر ایرانی ها می دانستند که ماهی قرمز هیچ ریشه

تاریخی در سفره هفت سین ندارد به جای پرداخت برای خرید و قتل ماهی های قرمز به بهانه عید، سیب

 قرمز یا انار را در آب رهامیکردند که ریشه در تاریخ این دیار دارد .

هرسال ایام عید۵میلیون قطعه ماهی میمیرند.۵میلیون قطعه ماهی قرمزبه خاطررنگ ولعاب سفره هفت

 سین، به خاطر هیچ و عجیب نیست اگر بدانیم در صورتیکه ایرانی ها از خرید ماهی قرمز منصرف شوند

این تجارت سیاه روزی پایان خواهد یافت. عجیب نیست اگر باورکنیم سیب سرخ یاانارهمان سرخی هفت

سین ایرانی ست که ریشه درتاریخ چندهزارساله سنت مادارد .

عجیب نیست اگر تابلوی معروف هفت سین کمال الملک را در کاخ گلستان به تماشا بنشینیم و ببینیم که

 او نیز ماهی قرمز را میان سفره هفت سینش طراحی و نقاشی نکرده است .


ماهی قرمز در سفره هفت سین ایرانی جایی ندارد پس لطفاًماهی قرمز نخرید .

ازتون میخوام که کل این پست رو توی وبلاگتون بزارید تا این موضوع تا اومدن عید برای همه

روشن بشه

+ نوشته شده در  جمعه 14 اسفند1388ساعت 14:43  توسط  

سیلاممممممممممم

چندوقت پیشا گفته بودم می خوام یه پارتی کوشولو تو یه وب کوشولو

بگیرم

اونم به خاطر اینکه گفتم شاید یکم فضای وب عوض شه و با همه ی بروبچ

دور هم باشیم

 

بابا یعنی چی یه تکونی بده به خودت همین جوری یه گوشه وای نستا :::

 

درسته پول ندارم ولی دل که دارم

 

هیوا  بیا وسط ببینم 

خط ثابت ندارم ولی ایرانسل که دارم

 

بیتا جونی  قر وبیا

از بین این همه من یه خانوم خوشگل که دارم

 

 جی ۶ ها بدوین  بیاین وسط خجالت نداره که

درسته بنز ندارم ولی ۲۰۶ که دارم

 

داداش سپهر بدو بیا 

 

توی جردن نه ولی خونه تو تجریش که دارم

 

داش ارازل از همون اول خودت  گفته بودی که میای  پس بدو بیا وسط دیگه

یه خانوم که رفته برنزه کرده تو کیش که دارم

 

داش پدی جون افرین  رقصت خوبه ها

 

وای که چه حال می ده همه چی حال میده خوش میگذره با اینکه جیب من

 خالیه

بابا خوبه فرشید جون هم اومد 

 

ریزه میزه جونی قر و کم اومدی

 

خانومای محترم لطفا حجاباتونو سریع رعایت کنید چون گشت ارشاد اومد

 

....................

 

خب دیگه نمی شه به همتون گفته بودم باید به کمرتون امادگی لازم رو

بدین

اگه فک کردین که بیکار بودم همچین اپی کردم  باید بگم اصلانم اینطوری نیستا به

هرحال وبم یکم به نظرم کسل کننده شده بود گفتم شاید خوش بگذره و روحیه ی

 بلاگ جونم برگرده

 

قلبون همتون بلم سبولی

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 اسفند1388ساعت 17:5  توسط   | 

 

100.gif

لطفا پس از شنيدن صداي بوق .. و پيام هاي زير ..پيغام بگذاريد


 

پيغام گير حافظ:


 

رفته ام بيرون من از کاشانه ي خود غم مخور!
تا مگر بينم رخ جانانه ي خود غم مخور!
بشنوي پاسخ ز حافظ گر که بگذاري پيام
زآن زمان کو باز گردم خانه ي خود غم مخور!


 

پيغام گير سعدي:


 

از آواي دل انگيز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پيغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک را گر فرصتي دادي به دستم


 

پيغام گير فردوسي:


 

نمي باشم امروز اندر سراي
که رسم ادب را بيارم به جاي
به پيغامت اي دوست گويم جواب
چو فردا بر آيد بلند آفتاب


 

پيغام گير خيام:


 

اين چرخ فلک عمر مرا داد به باد
ممنون توام که کرده اي از من ياد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
آيم چو به خانه پاسخت خواهم داد!


 

پيغام گير منوچهري:


 

از شرم به رنگ باده باشد رويم
در خانه نباشم که سلامي گويم
بگذاري اگر پيغام پاسخ دهمت
زان پيش که همچو برف گردد رويم!


 

پيغام گير مولانا:


 

بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم!
شوري برانگيزم به پا.. خندان شوم شادان شوم!
برگو به من پيغام خود..هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم!


 

پيغام گير بابا طاهر:


 

تليفون کرده اي جانم فدايت!
الهي مو به قوربون صدايت!
چو از صحرا بيايم نازنينم
فرستم پاسخي از دل برايت!


 

پيغام گير نيما :


 

چون صداهايي که مي آيد
شباهنگام از جنگل
از شغالي دور
گر شنيدي بوق
بر زبان آر آن سخن هايي که خواهي بشنوم
در فضايي عاري از تزوير
ندايت چون انعکاس صبح آزا کوه
پاسخي گيرد ز من از دره هاي يوش


 

پيغام گير شاملو :


 

بر آبگينه اي از جيوه ي سکوت
سنگواره اي از دستان آدمي
تا آتشي و چرخي که آفريد
تا کليد واژه اي از دور شنوا
در آن با من سخن بگو
که با همان جوابي گويمت
آنگاه که توانستن سرودي است


 

پيغام گير فروغ :


 

نيستم.. نيستم..
اما مي آيم.. مي آيم ..مي آيم
با بوته ها که چيده ام از بيشه هاي آن سوي ديوار
مي آيم.. مي آيم ..مي آيم
و آستانه پر از عشق مي شود
و من در آستانه به آنها که پيغام گذاشته اند
سلامي دوباره خواهم داد
وايسا بيايم .. بيايم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام بر داداشیا و اجیای گلم

ببخشید که دیر اپیدم امتحانا نمی زاشتن بیام نت 

الان یه هفته س که امتحانامون تموم شده (خدا رو شکر) معلما بعضی از نمره هامونو گفتن حالا منم اونا رو که می دونمو می گم بعد بگین خوبه یا نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ریاضی ۲۰goldmedalist.gif : 20 par 37 pixels.

علوم ۲۰hulasmiley.gif : 39 par 23 pixels.

انشا۲۰panicsmiley2.gif : 45 par 28 pixels.

دینی ۱۹

املا۲۰

ازمایشگاه ۲۰

قران ۲۰

تاریخ ۱۹.۵bubblesmiley.gif : 49 par 50 pixels.

عربی ۱۴.۵ از ۱۵

 فیلا همینا رو می دونم ولی وقتی فهمیدم ریاضیمو ۲۰ شدم  چشام از حدقه در اومدم بد جور

انتظار نداشتم ۲۰ بشمspeechless.gif : 22 par 24 pixels.

همین دیگه

  

خوب پس فیلا بای تا اپ بعدی قلبون همتون  سبولیxlove_huh.gif : 29 par 34 pixels.

چرت و پرت ۱= قالب جدیدم قشنگه یا نه؟؟؟؟؟؟؟huhsmileyf.gif : 19 par 20 pixels.

چرت و پرت۲=دوستا ی گلم اگه واقعا از وبلاگم راضی هستین روی وبلاگ ماه برتر کلیک کنی د و ادرس وبلاگمو وارد کنیدtinyrabbit1.gif : 33 par 24 pixels.

چرت و پرت۳ =نظرتونو راجب نمره ها بگین برام مهمهxflora_bowflower.gif : 22 par 36 pixels.

چرت و پرت۴= به خاطر چرت و پرت بودن این اپ از همه معذرت می خوامmosmileys.gif : 94 par 54 pixels.

جمله ی خوجمل این اپ=اینده چیزی نیست که برای شما اتفاق می افتد اینده ان چیزی است که تو می سازی

فیلا بای closed.gif : 85 par 42 pixels.

نظر یادت نرهههههههههههههههههههههه


 

+ نوشته شده در  جمعه 2 بهمن1388ساعت 13:9  توسط   | 

سیلام خوشملا

چون محرمه گفتم به حرمت بعضی از بروبچ گل تولدمو تو وبلاگم کمی عقب تر بندازم چون می خوام یه پارتی درست

داداشیا و اجیاا یکم به کمرتون امادگی رو بدین چون بایدروز تولدم بترکونیاااااااچون قر دادن زوری

مخصوصا داداش سپهر  داداشی امادگی لازمو به کمرت بده

 

پس بعد از محرم یه پارتی درست و حسابی می گیرم همه دعوتن حالا کارت تبریکم دم وبلاگاشون می فرستم

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چقدر زود گذشت اون روزایی که تنها غمم زمین خوردن بود و تنها کاری که روز رو باهاش می گذروندم بازی کردن. سال ها چه سریع گذشت چقدر عجله داشت که زودتر بره چه خاطره های قشنگی دارم از اون دوران. امسال دوباره ر وز متولد شدنم اغاز شد و من دوباره به امید یک سرنوشت خوب به بدرغه ی ۱۲ سال زندگیم می روم 

۱۳ سال زندگیم را با این نثر شروع می کنم:

می نویسم بر روی ورق زندگیم از غم نمی نویسم زیرا دیگر خوبی های زندگی را نمی بینم.

از شکوه و شکایت هایم نمی نویسم زیرا انتها ندارد

از تنهاییم نمی نویسم زیرا زندگیم پر از ان می شود

از دلتنگی هایم نمی نویسم زیرا بر ان غلبه می کنم

از خوبی هایش می نویسم از شادی هایش

زیرا زندگی را با تمام پست و بلندی هایش دوست می دارم

سبا

 

به بعضی از افراد که خودشون می دونن کین بگم که انقدر شماره تو نظرات خصوصی ندن بدبختم کردن

 

 

فیلا بای خوشملا

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 دی1388ساعت 20:27  توسط  

 

ببین چگدر خوشمله!!!

 

آيا مي دانيد که راه رفتن کنار پدردر يک شب تابستاني در کودکي ، شگفت انگيز ترين چيز در بزرگسالي است

 

زندگي مثل يک دستمال لوله اي است ، هر چه به انتهايش نزديکتر مي شويم سريع تر حرکت مي کند 

پول شخصيت نمي آورد

 تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کند

 

خداوند همه چيز رادر يک روز نيافريد.پس چه چيز باعث شد که من بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به دست آورم

 

چشم پوشي از حقايق آنها را تغيير نمي دهد

 

زندگي دشوار است ، اما ما از آن سخت تريم 

فرصت ها هيچ گاه از بين نمي روند. بلکه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب مي کند 

لبخند ارزان ترين راهي است که مي شود با آن ، نگاه را وسعت داد

 

نمي توانم احساسم را انتخاب کنم ، اما مي توانم نحوه برخورد با آن را انتخاب کنم

 

همه مي خواهند روي قله کوه زندگي کنند ، اما تمام شادي ها و پيشرفت ها وقتي رخ مي

دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستيد

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سیلام بر بروبچ گل

ببخشید که دیر اپ کردم راستش اصلا دستم به اپ کردن نمی رفت  حوصله نداشتم

امتحانات نیم ترمم تموم شد خلاص شدم واقعا راست می گن که ادم تو اول راهنمایی افت تحصیلی داره من که تا حالا  نمره ی ۱۷ رو تجربه نکردم تو اول راهنمایی تجربه کردم  ولی نیم ترمم و بد ندادم خوب بود

حالا می دونین چی شده من همیشه درسایی که می گن سخته (ریاضی و علومم) خوب می دم ولی درسای اسونمو گند می زنم

  مثلا رتبه ی ریاضیم تو مدرسه ۲ شده ولی تاریخم ۳۰ شده 

هفته دیگه هم تولدم  دقیقا روز عاشورا تاسو ئا ولی  خوبیش اینکه میرم یزد  

فیلا بای

 

چرت و پرت ۱= به این ایا میدانید ها توجه کنید به دردتون می خوره

چرت و پرت۲= سلام خوبی خوبم

چرت و پرت ۳= به نظرم این چند روز مخم پر کشیده رفته 

چرت و پرت ۴=دوسم داری ؟؟؟(می گم مخم پر کشیده بگو نه !!!)د

چرت و پرت۵ = از این به بعد می خوام اخر اپام جملات خوشمل بنو یسم

چرت و پرت۶=امروز رفتم تو وبلاگ داداشم(سپهر شیطونه )دیدم نوشته سال ۲۰۱۲ جهان نابود میشه اینو یه جای دیگه هم شنیدم  وای خاک وچوک من هنوز جوونم کلی ارزو دارم یعنی ۳ سال دیگه که ۱۶ سالم

می شه نابود می شیم

    چرت و پرت۷= فرا رسیدن ماه محرم رو به همه تسلیت می گم

در زندگی فهمیدهام که وقتی مامانا می گن حالا تا بعد یعنی نه 

فیلا بای  

heartshape1.gif : 46 par 30 pixels.نظر یادتون نره یه  وقت 

+ نوشته شده در  جمعه 27 آذر1388ساعت 15:18  توسط   | 

سرپرست  وزارت اموزش و پرورش می گوید کتاب دختران و پسران باید جدا بشود.البته اینکه  چرا

خداوند بزرگوار برای دختران و پسران و زنان و مردان یک کتاب  فرستاده از اسرار است و

اسرار الهی را نه سر پرست وزارت اموزش و پرورش  می داند ونه دختران و پسران.

احتمال کتاب درسی دختران داستان دهقان فداکار اینگونه خواهد شد:

.....صغرا خانم فداکار خیلی ناراحت شد اول خواست پیراهنش را در بیاورد و ببندد به

چوبدستی و اتشش بزند بعد یادش امد لخت می شود و اگر چشم مسافران نامحرم به او

بخورد خدا رو با چوبدستی در جهنم می اندازد.

بعد خواست چادرش را استفاده کند ولی یاد مو هایش افتاد. سپس  متوجه شد لازم نیست مثل مردها

لباس را اتش بزند. او زن است و خدا بهش عقل داده لذا فانوسش را ریخت روی چوب دستی و

 چوب دستی اش را اتش زد  ولی چون دویدن برای یک زن بد است سالانه سالانه  به طرف

قطار  رفت ولی دیر شد چون قطار با سنگ بر خورد کرد و همه ی مسافران شهید شدن

 

                           اناالله و انا الیه راجعون

 

-------------------------------------------------------------

سیلام بر بروبچ گل

اینم از این دور و زمونه دیگه کتابا رو هم می خوان از هم جدا کنن

بی مرفعتا به وبلاگ من و هیوا هم برین دیگه هر کی نره خیلی بی معرفعته

راستی با این چند روز تعطیلی ها چی کار می کنین؟؟؟؟

مدرسه ی ما که ۱۶ اذر و تعطیل کرده گفته نیاین مدرسه

 

بچه ها می دونین چی شده تازه دیروز فهمیدم که تولد امسالم تو عاشورا و تا سوئا  ست

بدشانسی و می بینی

فیلا بای عجیجان خوشمل جیگول ناناسی خوجگل و.و...

 

فیلا بای

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 آذر1388ساعت 15:13  توسط   | 

سلام دوستای جون جونیم 

این اپ یه اپی که برای هممون همچین سوالایی پیش میاد بعضی از موقع ها سوالایی به ذهنه هممون میرسه که فکر

می کنیم چه سوال بی مزه و بچه گونه ای ولی اگه یکم بهش فکر کنی می بینی همچین همچین بچه گونه نیس حالا سر سوالا

 

1- چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و گریه می کنن؟

 

 2- چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟

 

3- چرا اگر به کسی بگید که در فضا 4 میلیارد ستاره وجود داره باورش میشه ولی اگر بهش بگید رنگ دیوار خیسه خودش با دست امتحان می کنه تا مطمئن بشه؟

 

4- چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟

 

5- چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟

 

۶- چرا خلبان های کامیکازه از کلاه ایمنی استفاده می کردن؟

  

7- اگر این حرف درست باشه که ما به دنیا می آییم که به دیگران کمک کنیم پس دیگران برای چی به دنیا میان؟

 

8- آیا میشه زیر آب گریه کرد؟

 

9- چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟

 

10 - چرا مردم وقتی می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره می کنن ولی وقتی می خوان بپرسن دستشویی کجاست به پشتشون اشاره نمی کنن؟

 

11- چرا گوفی روی دو پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نیستن؟

 

12- اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، پس روغن بچه از چی تهیه می شه؟

 

۱۳ - تا حالا توجه کردید که اگر در صورت سگ ها فوت کنید دیوونه می شن ولی اگر با ماشین بیرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بیارن بیرون؟


خوب قشنگ بود یانه تو رو خدا اگه  جواب اینا رو می دونستین بگین

اگه دیر به دیر بهتون سر می زنم منو ببخشید

فیلا بای

راستی داشت یادم می رفت منو یکی از دوستای مدرسمون دوباره یه دونه از خونه های بلاگفا رو اجاره کردیم که دفتر خاطراتمون کنیمش اونجا فقط خاطرات راهنماییمونو توش می نویسیم

به اونجا هم برین و اگه خوشتون اومد لینکش کنینو منو خبر کنین که ما شما رو تو اونجا لینک کنیم

www.hsnoor.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه 29 آبان1388ساعت 16:22  توسط   | 

اه اه اه

سلام

مگه این درس و مشقا میزاره ادم نفس راحت بکشه از بروبکس عزیزی که نتونستم برای اپم خبرشون کنم واقعا معذرت می خوام هم سرعت اینترنت کمه هم به خدا وقت ندارم

پس فیلا بای

دیگه دیر به دیر میام نت چون واقعا وقت نمی کنم

 

 

دوستتون دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 آبان1388ساعت 16:13  توسط  

                                    

 

                            او

می بارم

شاید در ثانیه های دور

کسی اید

کسی از جنس نور که ببارد بر من

که بشورد من را

که بتابد بر من

یا که شاید

قدمی بردارد در دل خونین من

و بیار امد

چشم هایی را

که مدت هاس می بارند

و برهان من را

از همه جیز از همه کس

از غم هایی که دلم بدان ها بسته است

از غم هایی که درش پوچی ثانیه های ابدیست

می تپد

می تپد

به امید انکه

بشود روشن

کوره راهی که در ان گمشده است

یا که نابود شود

در پس ثانیه ها

در پس صدای نم نم بارون

که گهی می کوبد بر دل خسته اش

و همچنان منتظر است

اری تو کی می ایی

که قدم برداری

وصدای پایت بشکند سکوت سرد زمان را

دل بیچاره ی من

تنها دل حوش به صدا ی قدمیست

به امید ان گام

سالهاست که راه را

به اشک می شود

سالهاست

دل بیچاره ی من

 

                         گلاره امین

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سیلام به بروبکس جون جونی

این همون شعر دختر عمه که بعد از قرنی ازش اجازه گرفتم شعرشو تو وبلالگ بزارم

می دونم الان دارین می گین که چه قدر غمگینه نه؟؟؟؟

امیدوارم خوشتون اومده باشه

فیلا بای

چرت و پرت۱: قشنگ بدو یانه؟

چرت و پرت۲:اگه می خواین این شعرو کپی کنین اشکال نداره فقط اسم شاعرش یادتون نره

چرت و پرت همیشگی: دوستتون دارم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 آبان1388ساعت 17:32  توسط   | 

) آیا ژیگول وبلاگ‌تان برای شما مهم است؟


الف)مهم تولید محتواست    ب)تا حدی      چ)فقط سايكو       د)برای اینکه پوز اون فلان‌بهمان شده را به

 خاک بمالانم، كلی از جيب مايه گذاشتم

 

2)هدف‌تان از وبلاگ‌نویسی چیست؟


الف) تولید محتوا، فکر کردن به مسائل مختلف، پیدا کردن دوستانی که بتوانم از آنها چیزی یاد بگیرم


ب) علاقه وافر به وبلاگ‌نویسی و تمدد اعصاب

ج) کسب در آمد

 د) برای وقت تلف‌کردن و از سر بیکاری و کپی‌پست کردن مطالب شاخ و قدر دیگران



 

3) اگر وبلاگ ‌‌نویسی یکی از مطالب شما را نقد کرد و انتقاد او منطقی و بجا بود و حق با او بود؛ شما چه

واکنشی نشان می‌دهید.


الف) از او تشکر می‌کنم   

 ب)به مسائلی که گوشزد کرده فکر می‌کنم

ج) اصلاً برایم مهم نیست دیگران چه می‌گویند   

 د) فحــش می‌دهم. فحــش بــد

 

4) شما چه‌جوری می‌فهمید که دوستان‌تان آپدیت کرده‌اند؟


الف)من تمام دوستانم را در گوگل‌ریدر گرد‌هم آورده‌ام

ب) خودشون میان بهم می گن


ج) خب هر روز در وب‌گردی‌ها به دوستانم سر می‌زنم و خلاصه اینجوری می‌فهمم که آپدیت کرده‌اند یا نه؟


د) من دوستی در وبلاگستان ندارم و از هیچ وبلاگی هم خوشم نمی‌آید 

 

5) اگر به وبلاگ‌نویسی لینک دادید و این موضوع را برای(تبادل لینک) به او ابلاغ کردید اما او لینک شم

 ا را متبادل نکرد چه‌کار می‌کنید


الف) اگه با محتوا باشه واسش تبلیغات اختصاصی هم می کنم  


ب) اشکال ندارد، من به او لینک دادم بیشتر به این خاطر که از وبلاگش خوشم آمده بود


ج) لینکش را پاک ‌می‌کنم. فکر کرده کیه


د) با رضا دو کله یک تماس کوچولو می‌گیرم تا نسخه‌اش را بپیچد

 

6) اگر وبلاگ‌نویس ِ دختری نوشته‌های شما را ستود و به‌تان لینک داد و کامنت‌های قشنگی هم در مدح

نوشته‌های شما نوشت، چه احساسی به‌تان دست می‌دهد؟


الف) چنین امری طبیعی‌ست؟ چه حرفهایی می‌زنید


ب) خب باعث خوشحالی‌ست و چنین مواردی در وبلاگ‌نویس انگیزه خوبی ایجاد می‌کند


ج) یک احساس غیر قابل وصف/ شاید پرواز در آسمانها و قدم زدن روی ابرها


  د)

7) در ادامه سوال 6- اولین واکنشی که نشان می‌دهید چیست؟

 


الف) ای بابا این سوالها چیه می‌پرسی جریان چیه؟


ب) کامنتش را متبادل می‌کنم و از لینکی که داده تشکر می‌کنم


ج) آیدی یاهویش را هر طور شده پیدا ‌می‌کنم


د) نمی‌دانم حول شدم

8) آیا 24 ساعت آنلاین در حال چک کردن کامنت‌ها و بازدید‌کنندگانتان هستید؟


الف) آقا شما حالت خوبه؟ قرص‌هاتو خوردی


ب) نه به این شدت. اما بر طبق عادت هر بار که آنلاین می‌شم سرکی می‌کشم


ج) به لطف اپن سورس‌بودن فایرفاکس توانستم اکستنشنی طراحی کنم که با کمک آن صفحه آمارگیر و

 صفحه مدیریت نظرهایم، خودشان اتوماتیک- هر 5 دقیقه یک بار رفرش شوند… همیشه هم یک لپ‌تاپ

بهم وصل است


د) در حال انتقال به دیوانه خانه

اگر جواب‌های‌تان در میان گزینه‌های الف و ب هست که ماشالله دارد. ای ول... وبلاگستان فارسی به وجود

امثال شما

 احتیاج دارد. دمتان جیز. کارتان درست است. باید ملت شما را الگو قرار بدهند

اگر 90٪ جواب‌های‌تان روی گزینه ج مانور می‌دهد که باید حضور شما منور شوم که عزیز دلم کمی در

وبلاگ‌نویسی و افکار خودت تجدید نظر کن. معلوم نیست چه افکاری در کله همایونی می‌پرورانید ما هم که

روانشناس نیستیم بتوانیم از درونیات و خلقیات شما سر دربیاوریم و براساس آن برایتان نسخه تجویز کنیم…

 فقط نکن. به قول آن خدابیامرز- آدام باش

گزینه ی "د" :به شما هم می‌گویند وبلاگ‌نویس. آبروی نداشته هر چی وبلاگ و وبلاگ‌جات بود را با این

کارهایتان بردید. مردم چی می‌گن...

در واقع نشان دهنده ی تعطیلیه مغز شما می باشد...

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سیلام سیلام سیلام سیلام سیلام

اومدم یه چیزی بگم

 

گفته بودم که باید برای المپیاد اسکیت امتحان می دادم .

حالا بگو چی شد

سبولی رفت تو تیم اسکیت برای مسابقات

استانی

 

 هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااموفق شدم بالاخره اخ جونمی

 

نمی دونین دارم از خوشحالی می میرم

راستی از همتون به خاطر نظرات قشنگی که دادین ممنونم

 

خیلی جالب از این نثر ادبیم استقبال خوبی شد از این به بعد می خوام مثصل قبلنا هم داستان کوتاه

بنویسم هم شعر بگم هم از این نثرا بنویسم خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟

 

فیلا بای تا ......

چرت و پرت۱ :بچه ها به نظرتون باز مطلبایی مثل اگر پرنده ای بودم بنویسمو  تو وبلاگ بزارم؟؟

چرت و پرت ۲:برام دعا کنید تا تو المپیاد اسکیت موفق بشم.

 

 یه سری به قسمت نظرا بزنااااااااااااااااا


+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 آبان1388ساعت 19:4  توسط   | 

به افاق زیبا چشم دوختم با خود به فکر فرو رفتم به رویاهای همیشگیم به کلاغ های

رنگارنگ رویاهایم به

 این خورشید درخشان . فکر کردن به این مسائل واقعا هوس انگیز است همیشه در

رویاهایم خود را

پرندهای ازاد تصور می کنم با خود می اندیشیدم  اگر پرندهای بودم انقدر به اوج می

رفتم که تنها ابرها را

 می دیدم و در دل اسمان گم می شدمو شب و روز را پشت سر می نهادم و تنها به

رویاهای همیشگیم

 فکر می کردم این رویا ها همیشه با من است .

اگر پرندهای بودم دوست داشتم با بال های نازکم به شهر رویاهایم کوچ می کردم وبا

 باد همسفر می شدم

 کاش فقط ۱ بار پرواز کردن را امتحان می کردم

کاش کاش هایمان به واقعیت می پیوست

   بلند است پرواز عقاب فراتر از اندیشه ی کلاغ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلوم دوستای گلم

گفتم بیام یه اپ کوشولو بکنم و برم این یه تیکه نثری ادبی بود از خودم راستی از همتون به جز نیما جووووووووون ناراحتم چرا نرقصیدین هیچ کدومتون تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اشکال نداره دفعه بعد همتون باید برقصین مخصوصا تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comحسن جون و داداش سپهر و یاشار جون و مانی جون امین جون و نیما جون

مهبان جون و هیوا که دیگه تیکه تیکش می کنم اگه نرقصه با مهسا وسعید جون و سامان جونه ووووووو

 

پ.ن۱: نظرتونو دربارهی نثر ادبی که نوشتم بگینتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

نظر یادتون نره

فیلا بای

 

راستی   اینجانب با ۲ روز تاخیر روز دخملان! دخمل

 

دوستان! دوست دخملان ! دخمل پرستان !ضد دخملان

 

 را تبریک می گوید

+ نوشته شده در  جمعه 1 آبان1388ساعت 20:40  توسط   |